مامان لیلی و بابا علی با آراد و آرین جون

شروعی دوباره

بهار 96

1396/2/9 11:32
65 بازدید
اشتراک گذاری

 سلام عزیزای دل

اومدم خاطرات عید رو بگم و برم زود. والا نمیدونم اگه بیکار نمیشدم. اینهمه کار ارو چطور انجام میدادم. سرم شلوغه زیاد. هر چند با اینکه خیلی خوشحالم از اینکه سر کار نمیرم. از عید تا حالا 4 جا رفتم مصاحبه.البته هیچ کدوم هم جور نشده. شاید به این دلیل که دوست دارم خونه باشم به بچه ها برسم. خصوصا که آراد هم آخر ماه تعطیل میشه و  البته کلاس پیانو که کلی براش ذوق دارممممم. و این دقیقا بر خلاف سریه پیشه که اصلا دوست نداشتم بیکار شم و اصلا هم کار به اونشکل جور نمیشد برام. خکمت خیلی چیزها رو خدا میدونه و بس......... به هر حال من سپرئم به خودش. اگه صلاحه جور شه. چون اگه صلاح باشه برا بچه ها هم بخوبی شرایط مهیا میشه. مثل سری پیش پارسان که همه چی در عرض 2 روز رذیف شد. اون موقع هم دیگه فکر کار رو از سرم بیرون کرده بودم. اما باید میرفتم و جور هم شد. خالا هم همین......

بگذریم    عید امسال به دید و بازدید های معمول گذشت که خیلی خوب بود و یه مسافرت کوچیک قبل از سال به چمخاله که خوش گذشت و دیدن چند مکان تاریخی در قزوین که عالی بود.

 

 

سفر به چمخاله. شهر بازی رامسر

اا

 

ارلاتل

 

تالتل

سفره هفت سین امسالمون و عیدانه ها

 

 

دا

 

نمت

حمام قجر

 

ئئ

 

 دذدئذئد

سرای سعد السلطنه

 

تت

 

ئتااتا

 

تتتت

 

امسال برای آراد و آرین سال خوبی به لحاظ عیدی هم بود و صاحب دوچرخه های جدید و یک پلی استیشن با فرمون و کلاز و ترمز و دنده و خلاصه یه سیمولیشن کامل ماشین شدند که بعدا عکساشو تو تابستون میگذارم.فعلا تا دفعه بعد بایییییی

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف