مامان لیلی و بابا علی با آراد و آرین جون

حرف شنوی

روشهای مؤثر برای حرف شنوی کودکان همه ی ما می خواهیم فرزندانمان حرف شنو باشند . وقتی فریاد می زنیم که بایست ! نرو وسط خیابان ؛ توقع داریم کودکمان اطاعت کند . یا اگر به او می گوییم که برو مسواک بزن ، یا بخواب ، توقع داریم بدون هیچ حرفی این کار را انجام دهد . خیلی اوقات ، وادار کردن بچه ها به این که رفتار شایسته ای داشته باشند مشکل است . روش " هر چه می گویم همان است "  که بیشتر والدین به آن متوسل می شوند ، معمولاً بی فایده است . خوشبختانه روش هایی برای اداره رفتار بچه ها وجود دارد که بدون برخورد ، بدون اشک و قهر ، فریاد ، کتک کاری ، یا توهین ِ زبانی است . در این مبحث سعی کرده ایم اصولی را ارائه دهیم که عمل به آنها به شما و فر...
12 تير 1392

تابستانه

سلام سلام صد تا سلام. به همه دوستای خوبمون. مرسی از توجه همتون و از اینکه تا این لحظه با رای دادنتون به آرین کوچولووو ما رو خیلی شاد کردید. امروز اومدم تا حالو حوای این روزها رو بگم. از خودم بگم ،که هنوز در انتظارم تا بالاخره کاری رو که مناسبمه پیدا کنم و جویا هستم. اما هنوز که خبری نیست که نیست.البته امید به خدا. اما از حالو هوای خونه و زندگیمون بگم: این روزها بابا علی تلاششو مضاعف کرده تا شاید با توجه به توانمندیهاش بتونه از کارمندی ذست بکشه و زندگیو یه تکونی بده و شاید دست ما رو هم بند کنه. ایشالاو به همین خاطر از صبح تا بعد از ظهر سر کاره و بعدشمیاد با فنقلیهاش یه کم بازی میکنه و میخوابه تا یه تجدی...
11 تير 1392

کودک لجباز

هفت راه برای درمان لجبازی کودکان اصولا”  لجبازی یك نوع رفتار و واكنش نامطلوب است كه به صورت های مختلفی خود را نشان می دهد، از جمله آسیب رساندن به  خود و  دیگران ، ناسزا گفتن ، گریه كردن و فریاد كشیدن ، شكستن  وسایل و … در افراد لجباز پایین بودن اعتماد به نفس و عدم داشتن خود باوری مثبت و پذیرفتن خود واقعی مشهود است. 7 راه برای درمان لجبازی: پنجره ی اول - مستقّل بارآوردن كودك: در برخورد كلّی در زندگی باید طوری با كودك رفتار كرد كه او بتواند در امور روزمره ی خود به طور مستقّل و گاهی بدون نیاز به دیگران  تصمیم بگیرد. البتّه فشارهای منفی را نباید در این خصوص وارد كرد  ، بلكه باید با را...
10 تير 1392

تفکر کودکانه

چگونه می‌توان فكر كردن را به كودكان آموخت     معمولا معلمان معترض هستند كه یاد دادن یكسری اطلاعات خشك و بی روح به بچه ها و یادآوری آن در امتحانات بسیار سهل الوصول تر است از اینكه به آنها یاد دهیم كه چگونه فكر كنند. آیا می توان اندیشیدن را به كودكان آموخت؟ تحقیقات می گویند: «بله»   بخشی از تفكر، از تجربه نشات می گیرد؛ بنابراین برای اینكه بچه های یادبگیرند چطور فكر كنند (كه شامل چگونگی ارزیابی آنها از موقعیت، چگونگی توجه آنها بر مهمترین جنبه ها، نحوه تصمیم گیری برای انجام كار، و چگونگی ادامه كار می شود) نیاز به تجربه دارند.   اما چگونه می شود بستر مناسب برای تجربه كودكان را...
9 تير 1392

آزمایش خون

    سلام سلام سلام ما دوباره اومدیم. با یه دنیا عشق و صفا و دوستی برای همه مامانها و نی نی های خوشگلشون و البته بابا ها و نی نی های نازشون و تمام کسایی ما رو دوست دارند و دوستشون داریم. تو این مدت که نبودیم. سرمون شلوغ بود و اتفاقاتی هم افتاد که براتون میگم. تقریبا از 1 سال پیش آراد  عزیزم  به پا درد هایی مبتلا میشد. که معمولا در بعد از ظعر ها و گاها در شب اتفاق میافتاد و گاهی آراد از شدت پا درد از خواب بیدار میشد و گریه میکرد. این موضوع ما رو نگران کرده بود و این بود که رفتیم با بابا علی و اینترنتو زیر و رو کردیم. دیدیم بیشتر علاعم درد رشد رو داره. اما برای اطمینان بیشتر یه بار هم برد...
23 خرداد 1392

پاک ++++++++ شوووووووو

سلام سلام سلام ما دوباره اومدیم. اما اینبار با یه سلام مخصوص سلام به همه باباهای خوب دنیا. سلام به همه باباهای خوب ایران. سلام به بهترین بابای دنیا علی جونییییییییییییییی سلام به بابای گلم. دستات رو میبوسم ممنون از این همه زحمتی که برای من کشیدی. سلام به بابای علی جونی. مرسی از همه زحمتهایی که برای ما کشیدی   چند روز دیگه تو ایران روز پدره. و من هم میخوام از این فرصت استفاده کنم و همراه آراد و آرین عزیز. اول این روز رو به بابا علی مهربون تبریک بگیم. و بهش بگیم که بابایی ، خیلی دوستت داریم. روزت مبارک و دستات رو میبوسیم. و البته بعدش هم به با بازرگ اینجایی و تهرانی. و البته عمو جمالپور، که مثل...
30 ارديبهشت 1392

مامان کارمند

سلام به همه مامانها و نینی های گل سلام به دوستان خوبم راستش فکر نمی کردم دوباره به این زودی بیام اما خب اتفاقات پیش اومده تو این مدت منو مجبور کرد که دوباره یه صفحه دیگه از دفتر زندگیمونو ورق بزنم. نمیدونم تا حالا شده یه چیزی در عین حال که بخواید داشته باشید. ته دل دعا کنید که نداشته باشید. یعنی عقل میگه که باشه اما دل میگه که نه؟؟؟؟؟؟؟ برای من که چند بار به صورت وحشتناکی پیش اومده و در هر بار هم برام خوب شده اما هر بار که اینطوری سر دو راهی قرار میگیرم بخودم میگم که کاش نتیجه جور دیگه ای میشد. قبلا گفته بودم که مدیر گرامی بنده با عنایات بسیار بعد از به دنیا اومدن آرین بنده رو اخراج نمودند و در شرایط سخت زایمان ...
11 ارديبهشت 1392

بهاری در خانه

  سلام سلام سلام سلام به همه دوستان و عزیزان سال نو مبارک بهارتون مبارک امیدوارم که امسال از هر نظر سال بهتری از سال پیش براتون باشه و شاد و خرم و سر افراز باشید.    بالاخره سال جدید از راه رسید و من هم دوباره اومدم تا بگم تو این مدت  بر ما چه گذشت. یه کم برگردیم عقب یعنی بعد از تولد بابا علی......... من همچنان خونه تکونی میکردم و میتکوندم اما بعد از ١٠ اسفند دیگه بعد از ظهر ها با بابا علی  کار ها رو میکردیم. چون این دو تا وروجک نمیگذاشتند تو روز به کارهام برسم. فقط ٢-٣ روزی بچه ها رو گذاشتم خونه مامان اینا و رفتم برای خرید لباسهای عیدم. هر چند کوتاه بود و یه کم استرس داشتم اما با...
17 فروردين 1392

از خانه تکانی تا.....

    با سلام به همه دوستان خوبم حالو احوالتون چطوره؟ سلامتید؟؟ خدا رو شکر تاخیر این چند مدت به دلیل معلوم بالاست. که این روزها همه باهاش سرگرمند. و هر چند سخته اما واقعا سنت قشنگیه و لازمه. من امسال با دو تا نی نی کوچولو کارامو کردم. مرداد ماه هم یه خونه تکونی داشتیم. که باز هم مثل سالهای قبل مامانم با نگه داشتن بچه ها خیلی به من کمک کرد. اما امسال تصمیم داشتم خودمو محک بزنم. این بود که حتی با اینکه مامانم قربونش برم ،پیشنهاد داد بیا برنامه ریزی کنیم و من بچه ها رو نگه دارم تا تو کاراتو بکنی قبول نکردم و از 30 بهمن شروع کردم. و وقتی بچه ها عصر ها خواب بودند. کارامو با تمیز کردن آشپزخونه شروع کردم. اما خب خیلی ط...
23 اسفند 1391

به افتخار عمو جمالپور

  با سلام به همه دوستهای گلم حال و احوالتون چطوره؟     با اینکه دوست ندارم بگم اما ما زیاد روبه راه نیستیم. البته . ما که میگم منظورم من و باباعلی هستش. و فعلا آراد ...... و این دلگرفتگی نه به خاطر اینه که من هنوز کار پیدا نکردم و نه به این خاطره که بعد از گذاشتن پست تولد آراد جون دوباره وبلاگم خراب شد و من دوباره یه ماه دستم بند بود به آپلود عکس قبل اینکه ماجرا رو بگم میخوام یه داستانیو براتون تعریف کنم: دقیقا بعد از اینکه ٥/٢ از ازدواج من با بابا علی گذشت. بابا علی خونه تهرانشو فروخت و ما به خونه فعلیمون اومدیم. خونه ای که فقط یه نقاشی ساده شده بود و ما به همراه مادر مهربونم خیلی وقت صر...
1 اسفند 1391